باز باران با ترانه

باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را،
دشت پرشور و بلا را،
گردش یک ظهر غمگین،
گرم و خونین،
لرزش طفلان نالان،
زیر تیغ و نیزه ها را،
با صدای گریه های کودکانه
وندرین صحرای سوزان،
میدود طفلی سه ساله
پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته
باز باران ، قطره قطره،
میچکد از چوب محمل،
آخ باران
کی بباری برتن عطشان یاران
ترکنند از آن گلو را
آخ باران .. آخ باران

/ 2 نظر / 6 بازدید
کنکوری91

سلام.ممنون که به وبم اومدی...بازم سر بزن...با افتخار لینک شدی...

احمد

سلآم.ممنون هستیم نفسی میکشیم.شما هم که خوبین ایشالآ؟ ممنون که سر زدی. آره پیام نور-شهرسازی قبول شدم. شما هم که ژنتیک قبول شدی.آفرین:x